تبليغاتX
سیاست مثبت
                      دستگیری 3 عضو شورا با اسامی آنها


رئيس شوراي شهر شيراز از ادامه بازداشت يك عضو اين شورا خبر داد



دو عضو شورا: بازداشت نبود، دعوت سليمان محمدي: رئيس شوراي شهر شيراز مي گويد سه نفر از اعضاي شوراي اين شهر به دلايلي كه براي آنها نامشخص است، بازداشت شده و پس از مدت كوتاهي دو نفر از آنها آزاد شده اند.
    مظفر مختاري در گفت وگو با «شرق» ضمن تاييد اين بازداشت ها، از دلايل آن اظهار بي اطلاعي كرد.
    او در پاسخ به اين سوال كه بازداشت ها از سوي كدام نهاد انجام شده و آيا به عنوان رئيس شورا مطلع بوده است يا خير، مي گويد: «بازداشت ها از سوي يك نهاد امنيتي انجام شده و بنده پيش از بازداشت از اين مساله خبر داشتم، اما اين گونه نبوده كه با هماهنگي ما باشد.»
    سه نفر از اعضاي شوراي شهر شيراز روز يكشنبه پس از جلسه هفتگي اين شورا بازداشت شدند. هنوز دلايل بازداشت اين اعضا مشخص نيست. برخي منابع اشاره مي كنند اين بازداشت ها با استيضاح شهردار سابق شيراز و بركناري برخي از اعضاي تيم او مرتبط است.
    با اين حال رئيس شوراي شهر شيراز اين مساله را تكذيب مي كند و با اطمينان مي گويد اين بازداشت ها ربطي به استيضاح شهردار سابق ندارد. او همچنين مسائل مالي را به عنوان دليل بازداشت منتفي مي داند.
    مختاري در پاسخ به اين سوال «شرق» كه زماني كه تاكيد داريد هم استيضاح و هم مساله مالي با اين قضيه بي ارتباط هستند، يك عضو شوراي شهر به چه دليل ديگري مي تواند بازداشت شود، مي گويد: «شايد هزار دليل ديگر براي بازداشت يك فرد وجود داشته باشد اما چيزي كه من اطلاع دارم مربوط به بحث استيضاح نبوده ولي مسائل مالي مي تواند يكي از دلايل بازداشت باشد.»
    به گفته رئيس شوراي شهر شيراز يك خانم و دو نفر از آقايان عضو شوراي شهر بازداشت شده اند كه از اين بين آقاي «م» همچنان در بازداشت به سر مي برد.
    فاطمه هوشمند عضو جوان شوراي شهر شيراز كه از او به عنوان يكي از بازداشت شده ها نام برده مي شود، در پاسخ به تماس «شرق» از صحت و سلامت و آزادي خود خبر مي دهد و «چيزي به نام بازداشت» خود را تكذيب مي كند.
    هوشمند مي گويد تنها از آنها دعوت شده كه به عنوان مطلع درباره مساله اي به يكي از نهادها بروند و پس از مدتي سوال و جواب به دليل روال قانوني كفالت از آنها خواسته شده و آزاد شده اند. اين عضو شوراي شهر شيراز انعكاس اين خبر به اين شكل را جوسازي مي داند و معتقد است كل مساله يك سوءتفاهم است كه به زودي مشخص مي شود.
    او ترجيح مي دهد درباره موضوعات و سوالات مطرح شده صحبتي نكند و درباره اينكه مساله مربوط به استيضاح شهردار شيراز يا اتهام مالي بوده است، سكوت مي كند: «تنها يك سوءتفاهم است كه به زودي مشخص مي شود.»
    هوشمند مي گويد: «يكي از كارمندان شهرداري شيراز كه مسائلي داشته و يك ماه پيش بازداشت شده است، اسامي تعدادي از اعضاي شورا را آورده است و تنها سوالاتي به عنوان مطلع از اين اعضا پرسيده شده است.»
    او آماري از بازداشت شده ها ندارد و تاكيد مي كند تا جلسه اي برگزار نشود، نمي توانند با اطمينان بگويند چه كساني بازداشت شده اند: «تا روز يكشنبه نمي توانيم بگوييم چه كساني بازداشت شده اند، تا در جلسه ببينيم دوستاني كه گوشي هاي موبايل شان خاموش است، به دليل سرماخوردگي است يا بازداشت شده اند.»
    او از آزادي خود و آقاي دستغيب كه به عنوان عضو بازداشت شده از آنها نام برده مي شود، خبر داد.
    يك عضو شوراي شهر شيراز درباره دليل اين بازداشت ها به «شرق» مي گويد: مسائل اداري زيادي در دوره شهردار قبلي وجود داشت، تا حدي كه شهردار بعدي با شعار «اصلاح نيروي انساني در شهرداري» سر كار آمد. بنابراين با اين استيضاح يك تيم ضربه خورد. او حتي به «شرق» مي گويد شهردار استيضاح شده شيراز در روز استيضاحش و در حضور همه اعلام كرده است سردمداران استيضاح او هزينه اين كارشان را پرداخت خواهند كرد. با اين حال رئيس شوراي شهر شيراز اطمينان مي دهد كه بازداشت ها با مساله استيضاح مرتبط نيست.
    مختاري در پاسخ به اين سوال كه با توجه به احضار اعضاي شوراي شهر از سوي يك نهاد امنيتي، ممكن است پرونده هنوز قضايي نشده باشد، گفت: «بالاخره پرونده در مراجع ذي صلاح بررسي مي شود و ممكن است از روز شنبه تاكنون قضايي شده باشد.»
    رئيس كل دادگستري استان فارس هم در همين باره بدون اينكه خبر را تاييد يا تكذيب كند، به ايسنا گفت: «اجازه بدهيد اين پرونده روال قانوني خود را طي كند و در صورت لزوم در وقت مقتضي اطلاع رساني خواهد شد.»
    رئيس شوراي شهر شيراز ادامه مي دهد: «شورا با حذف سه نفر، از اكثريت نمي افتد و مشكلي ايجاد نمي شود اما قطع و يقين دستگاه قضايي بايد تكليف را روشن كند. اگر كسي جرمي مرتكب شده بايد پاسخگو باشد، در غير اين صورت به شورا باز خواهند گشت.»
    او مي گويد: «به نظر مي رسد اتهامات وارده ربطي به عضويت افراد در شوراي شهر نداشته باشد.»
    مختاري به «شرق» مي گويد: «صحبت هايي كرده است تا دوستان در پيگيري پرونده تسريع كنند.»
    رئيس شوراي شهر شيراز به اين سوال كه مرجع رسيدگي به تخلفات اعضاي شوراي شهر، شوراهاي حل اختلاف هستند، پاسخ مي دهد: «بله مرجع شوراي پيگيري شوراي حل اختلاف است. شوراهاي حل اختلاف زماني وارد كار مي شوند كه پرونده از طريق فرمانداري يا دادگاه يا شاكي خصوصي ارسال شده باشد. احتمالاً اگر هر كدام از اين اعضا هم محكوم شوند، روال كارشان بعداً به شورا برمي گردد.»
    با اين حال اعضاي احضار شده شوراي شهر شيراز كه آزاد هستند، با اطمينان مي گويند كل مساله تنها يك سوءتفاهم است و به زودي با اعلام نتايج بررسي ها از افراد متهم اين داستان روشن شده و پايان مي يابد.
    دو هفته پيش از اين، هفت عضو شوراي شهرستان هاي استان تهران سلب عضويت شدند اما بررسي مسائل اين اعضاي شوراي شهر در هيات رسيدگي به تخلفات شوراها انجام شد.
    در همان زمان رئيس شوراي اسلامي استان تهران درباره روال بررسي تخلفات اعضاي شوراي شهر در اين هيات گفت: «اين هيات با حضور دو نماينده مجلس، رئيس دادگستري استان تهران، استاندار و رئيس شوراي استان تشكيل مي شود و روال قانوني و هميشگي براي رسيدگي به تخلفات بوده است.»
    پيش از آن هم پنج نفر از اعضاي شوراي شهر اهواز سلب عضويت شدند و حتي پيشنهاد انحلال شوراي اسلامي اين شهر مطرح شد.
    رئيس شوراي عالي استان ها يك ماه پس از اين سلب عضويت ها در جلسه اين شورا گفت: «متاسفانه شاهد استيضاح شهرداران، سلب عضويت ها و انحلال شوراها در هيات حل اختلاف استان ها هستيم كه به دليل سختگيري ها و مشكلات عده اي با شوراهاست.»
    مهدي چمران در سي و هفتمين اجلاس علني شوراي عالي استان ها در اين باره به اعضاي شوراي عالي استان ها توصيه كرد: «بايد مانند نمايندگان مجلس شوراي اسلامي فعال باشيد و تنها حضور داشتن به عنوان نماينده شوراي عالي استان ها در اين مكان كافي نيست چرا كه بخشي از اين اتفاقات به دليل سختگيري ها و مشكلات سايرين با شوراهاست اما بخش ديگر آن به دليل بي دقتي خود ماست.»شديم، سوءتفاهم است

اسامی دستگیر شدگان شورای شهر شیراز:::::: سید کاظم دستغیب +سید سعید موسوی + فاطمه هوشمند

+ نوشته شده توسط عدالت جو در شنبه دوم بهمن 1389 و ساعت 18:49 |

                                    نامزد ندا آقا سلطان با پرز ديدار كرد

خبرگزاري فارس: نامزد ندا آقا سلطان در جريان سفر به سرزمين اشغالي و ديدار با رئيس اين رژيم مدعي شد كه رژيم‌صهيونيستي بر خلاف ايران، براي آزادي اهميت فراواني قائل است.

                                     

به گزارش فارس، "كاسپين ماكان " نامزد "ندا آقا سلطان " خانمي كه در حوادث پس از انتخابات با همكاري انگليس و ديگر سرويس‌هاي اطلاعاتي كشورهاي بيگانه به صورت مشكوكي كشته شد، در جريان سفر به سرزمين اشغالي و ديدار با چند نفر از نمايندگان كنست اين رژيم، روز دوشنبه با "شيمون پرز " رئيس رژيم‌صهيونيستي ديدار كرد.

روزنامه صهيونيستي "معاريو " در گزارشي نوشت كه ماكان در اين ديدار به پرز گفت: ندا يك روشنفكر بود، يك مبارز براي آزادي و كسي كه هيچ چيزي براي او از آزادي مهمتر نبود.
پرز همچنين: مشاهدات و احساس من نسبت به اردوگاه مخالفين و مبارزين در ايران اين است كه اين مبارزات اخلاقي و معنوي است و ندا به عنوان يك سرباز شجاع در اين مبارزات شناخته مي‌شود.

پرز در اين ديدار همچنين گفت: من مي‌دانم كه شما براي رسيدن به اين جا با چه مشكلاتي روبرو شده‌ايد و در حال حاضر به دليل از دست دادن نامزد خود ناراحت هستيد، ولي من با شما اظهار همدردي مي‌كنم و به شما مي‌گويم كه شما مي‌توانيد به راحتي در اسرائيل دوستان بسياري پيدا كنيد.

ماكان نيز در جواب به رئيس رژيم‌صهيونيستي مدعي شد: من نسبت به صحبت‌هاي شما حسن ظن دارم و احترام به آزادي و حقوق شهروندي را در اسرائيل به خوبي مي‌بينم و اين نوع برخورد شما با مردم و احترام به آنها، اساسا با احترام به مردم در ايران متفاوت است زيرا در ايران اصلا چنين برخوردي وجود ندارد.

منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8901040112

+ نوشته شده توسط عدالت جو در شنبه هفتم فروردین 1389 و ساعت 19:29 |

دکتر محمود احمدي نژاد

دکتر محمود احمدي نژاد در سال 1335 هجري شمسي در روستاي ارادان از شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از يک سالگي به همراه خانواده در تهران اقامت گزيد. وي دوران تحصيلات ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه خود را در اين شهر گذراند و در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسري گزينش دانشجو، تحصيلات عالي خود را در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال 1365 در مقطع کارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 1368 به عضويت هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال 1376موفق به دريافت مدرک تحصيلي دکتراي مهندسي و برنامه ريزي حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گرديد . ايشان به زبان انگليسي آشنايي دارند و طي سال هاي تدريس در اين دانشگاه و تدوين مقالات و پژوهش هاي متعدد علمي ، راهنمايي ده ها پايان نامه کارشناسي ارشد و دکتراي تخصصي در زمينه هاي مختلف مهندسي عمران ، راه و حمل و نقل و مديريت ساخت را بر عهده داشته است.

دکتر احمدي نژاد پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبي و سياسي وارد فضاي سياسي جامعه شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به حضور در دانشگاه از پايه گذاران انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران بود و در دوران جنگ تحميلي به عنوان داوطلب بسيجي در قسمت هاي متعدد جبهه به ويژه مهندسي رزمي به خدمت پرداخت و اين مهم را تا پايان دوران دفاع مقدس ادامه داد. دکتر احمدي نژاد متاهل و داراي سه فرزند- دو پسر و يک دختر – مي‌باشد.

مهمترين مشاغل دکتر احمدي نژاد:

•  فرماندار ماکو
•  فرماندار خوي
•  مشاور استاندار کردستان
•  مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي در سال 1372
•  استاندار استان اردبيل در سال هاي 1372 تا 1376
•  عضو هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
•  شهردار تهران از سال 1382 تا 1384
•  ايشان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران در سوم تيرماه 1384، از سوي ملت ايران به عنوان رييس جمهوري اسلامي ايران برگزيده شد.

دکتر احمدي نژاد علاوه بر تدريس ، راهنمايي دانشجويان و پرداختن به امور اجرايي، در زمينه‌هاي ذيل نيز فعاليت داشته است:

•  روزنامه نگاري و نگارش مقالات متعدد سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي
•  مدير مسوول روزنامه همشهري و راه اندازي همشهري محله در 22 منطقه تهران، همشهري مسافر، همشهري ديپلماتيک، همشهري جوان، همشهري ماه و ضميمه انديشه، ضميمه دانشجو و ...
•  موسس و عضو انجمن تونل ايران
•  عضو انجمن مهندسين عمران ايران
•  عضو اولين شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران
•  عضو اولين شوراي مرکزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالي کشور

+ نوشته شده توسط عدالت جو در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 و ساعت 22:18 |
                           چرا نخریب احمدی نژاد ؟

                                       

صبرو تحمل و سکوت تا کی؟ دروغ و تخریب تا کی؟ با دیدن واژه هایی دور از شخصیت به یاد توهین ها و مطالب دروغی که از ابتدای نامزد شدن احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ تا امروز به احمدی نژاد نسبت داده شده بود افتادم.مطالب دروغی که حتی صدای رهبر انقلاب را درآورد و در یکی از سخنرانی هایشان در جمع مردم کردستان از این دروغ پردازی ها انتقاد کردند.

جدا از این مسائل احمدی نژاد در طول این چهار سال به قول خودمانی پا روی دم خیلی ها گذاشت.وقتی فکر می کنم می توانم درک کنم که چرا این هجمه سنگین خبرپراکنی ها علیه وی از آغاز انتخابات ریاست جمهوری دور نهم تا امروز ایجاد شده است.ایجاد پیامک های توهین آمیز و تمسخرآمیز علیه احمدی نژاد و پراکنده کردن آن به طور وسیع در میان مردم تنها یکی از اقدامات برخی علیه وی بوده است.ایجاد پایگاه های اینترنتی برای جک سازی و تمسخر احمدی نژاد٬طراحی کاریکاتورهای گوناگون علیه وی(که در طول ۳۰ سال انقلاب اسلامی بی نظیر بوده است)٬ایجاد خبرهای دروغین در روزنامه های مخالف و ده ها مورد دیگر از جمله اقدامات مخالفان برای تخریب احمدی نژاد بوده است.

صرف نظر از هرگونه طرفداری یا مخالفت با احمدی نژاد وی توانسته است در طول این چهار سال معادل کل ۱۶ سال پیش از خودش کار کند.واگذاری نهادهای دولتی به میزان چندین برابر نسبت به سال های پیش به بخش خصوصی،کاهش بیکاری با ایجاد بنگاه های زودبازده و دیگر اقدامات٬ایجاد فضاهای ورزشی٬ارتقای چند پله ای جایگاه ایران در شاخص توسعه انسانی سازمان ملل متحد- که شاخصی برای توسعه هر کشوری محسوب می شود٬سفرهای متعدد استانی و آشنایی با مشکلات مردم از نزدیک٬تصویب هزاران مصوبه برای هر استان برای توسعه و پیشرفت و بسیاری اقدامات دیگرتنها گوشه ای از اقدامات احمدی نژاد در عرصه اقتصاد بوده است.البته احمدی نژاد کاستی های نیزداشته است که بخش گسترده ای از آن ها میراث دولت های پیشین از جمله دولت آقای موسوی بوده است.

ارتقا جایگاه ایران در عرصه جهانی با پافشاری بر مواضع هسته ای و فضایی،سخنرانی های متعدد که بر جایگاه ایران در عرصه جهانی افزود،ایجاد فضای باز سیاسی که حتی مخالفان می توانند آن را در روزنامه های منتشر شده در دکه ها و اینترنت ملاحضه نمایند و بسیاری موارد دیگر گوشه از فعالیت های احمدی نژاد در عرصه سیاسی بوده است.

فعالیت های مثبت احمدی نژاد سبب شده است تا مخالفان که چیزی برای معرفی کردن خود ندارند به تخریب اقدامات وی بپردازند.احمدی نژاد فردی بود که در راه پیشرفت وتعالی ایران به مرز قربانی شدن رسیده است.استقبال گسترده از وی در سفرهای استانی اش دلیل بر محبوبیت وی در میان ملت ایران است.ساده زیستی و توجه به توده مردم و مستضعفان همواره در یادهای موافقان و مخالفان باقی خواهد ماند.او یکی از معدود افرادی است که نیازهای جامعه را می شناسد و برای برطرف شدن ان ها تلاش می کند.

نظرخواهی برای این پست آزاد است و هرگونه نظری تایید می شود.

این است دموکراسی احمدی نژادی........

+ نوشته شده توسط عدالت جو در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 13:16 |

مرگ بر اسرائیل ٬ آمریکا و حامیان آنها

       

+ نوشته شده توسط عدالت جو در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 13:44 |

باراک اوباما چقدر آمریکایی است؟

«من می‌ترسم این مرد آمریکا را آن طوری نبیند که من و شما می‌بینیم.» سارا پیلین در سخنرانی روز ششم اکتبر خود در حمله به باراک اوباما چنین گفت و تصمیم وی برای دوستی کردن با بیل آیر، فردی سابقه‌دار و به قول جمهوری‌خواهان تروریست را زیر سوال برد. البته این ادعاها با پیشی‌گرفتن اوباما آن چنان هم دور از انتظار نبودند و تقریبا هیچ‌کس را متعجب نساخت. ستاد انتخاباتی اوباما در مورد ادعاهای پیلین خونسردانه رفتار می‌کند و آن را پیش‌بینی شده می‌خواند.

به قلم پيتر بينارت

پیتر بینارت
مترجم: نسترن احمدي
«من می‌ترسم این مرد آمریکا را آن طوری نبیند که من و شما می‌بینیم.» سارا پیلین در سخنرانی روز ششم اکتبر خود در حمله به باراک اوباما چنین گفت و تصمیم وی برای دوستی کردن با بیل آیر، فردی سابقه‌دار و به قول جمهوری‌خواهان تروریست را زیر سوال برد. البته این ادعاها با پیشی‌گرفتن اوباما آن چنان هم دور از انتظار نبودند و تقریبا هیچ‌کس را متعجب نساخت. ستاد انتخاباتی اوباما در مورد ادعاهای پیلین خونسردانه رفتار می‌کند و آن را پیش‌بینی شده می‌خواند.

در چشم‌اندازی تاریخی دیده شده که ستاد مبارزات انتخاباتی مک‌کین در مقابل اوباما راهکاری را برگزیده که همه را شک زده کرده است. سال‌ها بود که دستور‌العمل دخالت دادن نژاد در حوزه‌های سیاسی از یاد رفته بود. انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده آمریکا از سال 1988 تاکنون بارها شاهد حمایت‌های نامزدهای انتخاباتی از سیاهپوستان بود. این موضوع تنها در حد برانگیختن انگیزه رنگین‌پوستان برای شرکت در انتخابات صورت می‌گرفت.
تاریخ نشان داده که این تدبیرها پاسخگو بودند و سفیدپوستان هم برای شکست دادن رقیب سفیدپوست خود دست روی نگرانی‌های آمریکایی‌های آفریقایی تبار می‌گذاشتند. امسال که یک سیاهپوست برای احراز پست ریاست‌جمهوری آمریکا خود را نامزد کرده است، موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار است و دیگر سیاست‌ها و مکرهای سال‌های پیش کارساز نیست. دیگر نمی‌توان با حمایت از سیاهپوستان و زیر سوال بردن نحوه برخورد سفیدپوستان با آنان رای آورد.
آیا این بدان معنا است که دیگر نژاد و رنگ پوست اهمیتی ندارد؟ دیگر کسی به این فاکتورها که در گذشته ترازوی سنجش اهمیت افراد بود توجه نمی‌کند؟ به سختی می‌توان چنین ادعایی داشت. این موضوع همچنان حائز اهمیت است اما اهمیت موضوع به گونه دیگری بروز می‌کند. در گذشته جمهوری‌خواهان بیشتر وقت‌ها برای به زمین کوبیدن رقیب خود به وی برچسب ضد‌سیاهپوستی می‌چسباندند.
اما در انتخابات ریاست‌جمهوری امسال دیگر این شیوه پاسخگو نیست. مک‌کین و پیلین دیگر به برچسب ضدسیاهپوستی کاری ندارند بلکه تلاش می‌کنند از نژاد برای چسباندن برچسب ضدآمریکایی به اوباما استفاده کنند.
در سال‌های پیش اگر جمهوری‌خواهان نامزدهای دموکرات را متهم می‌کردند که با شهروندان رنگین پوست آمریکا برخوردی دوگانه و تبعیض‌آمیز دارند، امسال دموکرات‌ها را متهم می‌کنند که خارجی هستند. آفریقایی‌هایی که با وجود تفاوت‌های فرهنگی و زبانی به مرز و بوم آمریکایی مهاجرت کردند و این روزها بخشی از این کشور محسوب می‌شوند، امروز دوباره خارجی محسوب می‌شوند. هنوز بوی رفتارهای ضدسیاهپوستی می‌آید.
هنوز وقتی منتقدها به اوباما حمله می‌کنند، در سخنرانی‌ها سخن می‌گویند و مقالات تحلیلی در ستون‌های روزنامه‌ها می‌نویسند، تلاش می‌کنند تا جلوی خود را بگیرند و فاکتور سیاهپوست بودن اوباما را یادآور نشوند. حتی مشاوران سیاسی اوباما هم سعی می‌کنند متن‌های سخنرانی او را چنان تنظیم کنند که تهدیدی برای سفیدپوستان محسوب نشود و در عین حال خیلی هم از آمریکا و آمریکایی بودن فاصله نگیرد.
در ماه مارس (فروردین ماه) سال گذشته هیلاری کلینتون اصل و نسب آمریکایی اوباما را زیر سوال برد و گفت او برای ريیس‌جمهور شدن به اندازه کافی آمریکایی نیست. پس از آن او را متهم کرد که برای ارزش‌ها و فرهنگ آمریکایی احترام قائل نیست. اوباما هم، که از این شیوه مبارزات ناراضی بود، به کلینتون پیشنهاد داد تا هر کاری که می‌کند عبارت «آمریکایی» را به آن اضافه کند تا مردم بیشتر او را از خودشان بدانند.
از سوی دیگر این فکر - ریشه‌های آمریکایی- در میان جمهوری‌خواهان هم ریشه دوانده است. جان مک‌کین سناتور آریزونا و نامزد حزب جمهوری‌خواه شعار انتخاباتی خود را چنین برگزید: «همان ريیس‌جمهور آمریکایی که آمریکایی‌ها منتظرش بودند.» گویی چیز دیگری باید اتفاق می‌افتاد.
تمام طول تابستان مک‌کین شعار «اول کشور» را با خود یدک کشید. وقتی اوباما در ماه جولای (تیر ماه) به مسافرت خارج از کشور رفت، ستاد انتخاباتی مک‌کین تبلیغی ساخت که اوباما را در جمعی از آلمان‌ها حین سخنرانی نشان می‌داد. حالا هم پیلین ادعا می‌کند که اوباما همچون بقیه آمریکایی‌ها عرق ملی میهنی ندارد.
با پیشی گرفتن اوباما در نظرسنجی‌های پیش از انتخابات، اتهامات جمهوری‌خواهان به وی هم بیشتر شد. آخرین نظرسنجی‌ها از سوی موسسه تحقیقاتی پیو حاکی از آن است که 63‌درصد سفیدپوستان اوباما را میهن‌پرست می‌خوانند. این درحالی است که مک‌کین 95‌درصد آرا و هیلاری کلینتون 76‌درصد آرا را به خود اختصاص دادند. در همین نظرسنجی از مردم پرسیده شد که از چه خصوصیت مک‌کین خوشتان نمی‌آید و بیشتر مردم پاسخ دادند كه «از دیدگاه‌های سیاسی» وی خوششان نمی‌آید. در مورد اوباما سفیدپوستان اظهار داشتند که «از شخص وی» خوششان نمی‌آید. البته این پاسخ با توجه به شجره‌نامه غیرمعمول اوباما خیلی هم دور از انتظار و تعجب‌برانگیز نبود. پدر آفریقایی مسلمان، اسم خارجی و دوران کودکی خارج از ایالات‌متحده آمریکا همگی دست به دست هم دادند که مردم چنین برداشتی از وی داشته باشند.
شاید نتایج یک نظرسنجی دیگر هم برایتان جالب باشد. گالوپ، یکی از معتبرترین موسسات تحقیقاتی آمریکا در سال گذشته سوالی مطرح کرد به این مضمون: «آیا یک سیاهپوست را به عنوان ريیس‌جمهوری انتخاب می‌کنید؟» در این پرسش به هیچ وجه به فاکتور قابلیت سیاسی و اندیشه‌های اقتصادی پرداخته نشد و تنها سطح نژادپرستی مردم سنجیده شد. از هر هفت نفر در آمریکا یک نفر با واگذاری پست ریاست‌جمهوری به یک سیاه‌پوست مخالف بود.
البته جنبه‌های نژادپرستانه در آمریکا دیگر به دنبال نگرانی‌های دهه هفتاد شکل نمی‌گیرد. دیگر مردم نگران جرم و جنایت نیستند و دیگر نگران تامین اجتماعی نیستند. مردم نگران پیامدهای جهانی‌سازی هستند. نگرانند که تجارت آزاد که مورد حمایت دموکرات‌های چپی است چگونه بر اقتصاد داخلی آنان تاثیر می‌گذارد. وضع قانون در مورد مهاجرت غیرقانونی که در میان جمهوری‌خواهان راستی مورد اهمیت است چطور بر جامعه تاثیر می‌گذارد. در میان این تقسیم‌بندی‌های پارتیزانی طبقه کارگر سفیدپوست از سوی هر دو حزب نگرانی دارند.
در انتخابات اولیه اوباما تلاش کرد نگرانی‌ها در مورد جهانی‌سازی را کمی آرام‌تر سازد. اما در ایالت‌هایی که جهانی‌سازی معنی بیشتری پیدا کرده مانند اوهایو، وست ویرجینیا و پنسیلوانیا او طبقه کارگر سفیدپوست را از دست داد. یکی از دلايل این شکست آن است که نگرانی از جهانی‌سازی تنها نگرانی اقتصادی نیست، نگرانی فرهنگی نیز هست. در دهه‌های اخیر چهره آمریکا دچار تغییر و تحول‌های گوناگون شده است. در یک سر نردبان طبقاتی جامعه کارگران روزمزد و کم درآمد هستند که از کشورهای آمریکای لاتین آمده‌اند. این طبقه توانسته چهره آمریکا و مهاجرت در این کشور را چنان تغییر دهد که در یک قرن پیش بی‌سابقه بوده است.
در سر دیگر این نردبان چهره‌های برجسته و اندیشمندان اقتصادی آمریکا نشسته‌اند که همگی از پیشینه‌های فرهنگی گوناگون آمده‌اند. سیلی از اقتصاددانان از هندوستان، کره و روسیه به دانشگاه‌های دولتی و خصوصی این کشور آمده‌اند و پس از ازدواج‌های میان‌فرهنگی دراین کشور ماندنی شدند. در سال 2005 بیش از سه میلیون ازدواج میان جوانان از فرهنگ‌های گوناگون صورت گرفت. این رقم از سال 1970 تاکنون از ده برابر هم بیشتر شده است. این جا به حرف ریچارد رودریگز نویسنده معروف مکزیکی–آمریکایی می‌رسیم که در یکی از کتاب‌هایش گفته بود: «آمریکا دیگر نه سفید است و نه سیاه. رنگ ملی ایالات‌متحده آمریکا از این پس قهوه‌ای است.»
اوباما، چه بخواهد چه نخواهد، وارد بازی چندفرهنگی و جهانی شده و در این کشور رنگین مشغول بازی است. همین امر یکی از دلیل‌هایی است که لیبرال‌ها او را دوست دارند: او چهره جدیدی از آمریکا با خود به ارمغان آورده است، چهره‌ای پر از گوناگونی، صبور و آماده پذیرش ایده‌های جهانی.
البته پاشنه آشیل این نامزد ریاست‌جمهوری همین است. با تغییر چهره آمریکا، چهره نژادپرستی آمریکایی هم تغییر کرده است. دیگر به سیاهپوست نمی‌گویند کاکاسیاه. امروزه آنان را از خود نمی‌رانند و به آنان خارجی نمی‌گویند. وقتی آمریکایی‌ها در مدرسه‌ها حرف از تمامیت می‌زنند، نگاهشان به سمت دانش‌آموزان مهاجر می‌چرخد. امروزه آمریکاییان نگران میلیون‌ها دلاری هستند که صرف آموزش زبان انگلیسی به دانش‌آموزان مهاجر می‌شود.
از 11 سپتامبر تاکنون ترس به جان مردم افتاده است. ترسی که شاید خیلی هم منطقی نباشد، ترس از تروریسم میان مردم دیده می‌شود. همین است که فعالان علیه مهاجرت‌های غیرقانونی هر روز از نگرانی‌های خود نسبت به تندروها سخن می‌گویند. دو سال پیش وقتی یک شرکت از امارات متحده عربی سعی کرد پروژه ساخت چند بندر در آمریکا را در دست بگیرد، هم جمهوری‌خواهان و هم دموکرات‌ها حالتی تهاجمی به خود گرفتند و مقابل آن ایستادند. برای بسیاری از آمریکایی‌ها جهانی‌سازی هنوز جا نیفتاده است. نگرانی‌های قرن بیست و یکم چه در داخل و چه در خارج از آمریکا تغییر کرده است. در ماه مارس (فروردین ماه) سال جاری، موسسه نظرسنجی آمریکا دریافت 56‌درصد دیپلمه‌های سفیدپوست بر این باورند که مهاجران و تازه‌واردهای آمریکا تهدیدی برای کشورشان محسوب می‌شوند. این رقم سه برابر سفیدپوستانی است که تحصیلات دانشگاهی دارند.
سفیدپوستانی که دوره یک ساله کالج را نگذرانده‌اند دو برابر کسانی که این دوره را پشت سر گذاشتند بر این عقیده‌اند که اوباما مسلمان است. البته جای تعجبی نیست که همین سفیدپوستان فکر می‌کنند مک‌کین قوی‌تر از اوباما است. البته هر چه سطح تحصیلات بالاتر می‌رود اعتماد به اوباما بیشتر می‌شود و به همین نسبت اعتمادها از مک‌کین سلب می‌شود.
پنجاه سال پیش سیاهپوستان آمریکا به دنبال حقوقی برابر با دیگر شهروندان سفیدپوست خود بودند. امروزه چالش نژادپرستی به گونه‌ای به مقابله با مهاجران جهان سومی و خارجی‌ها تبدیل شده است. در همین حین سران قدرت به دنبال آنند که با چینی‌ها و هندی‌ها که قدرتمندان غیر‌سفیدپوست هستند رابطه تجاری و مناسبات فرهنگی بریزند.
اگر مارتین لوترکینگ سمبل تغییرات بود، باراک اوباما هم می‌تواند سمبلی از گونه دیگری تغییرات باشد. در صورت انتخاب شدن وی در انتخابات 4 نوامبر می‌توان گفت که آمریکا به دنبال تغییر و به آغوش کشیدن عصر جدید است.
منبع: مجله تایم

+ نوشته شده توسط عدالت جو در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:38 |

 علی گردان: مدركم جعلي است

فضای مجلس آماده استیضاح گردان است/ ادامه کار کردان به مصلحت نیست

           

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه فضای مجلس آماده استیضاح کردان وزیر کشور است تاکید کرد که هزینه استیضاح برای کردان بسیار بیشتر از استعفا است.

محمد دهقان در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر ،‌ تاکید کرد : حال که قضیه جعلی بودن مدرک علی کردان برای همگان مشخص شده نمایندگان به این نتیجه رسیده اند که ناراستی کردان موجب شده است که هزینه سنگینی به دولت و شخص احمدی نژاد تحمیل شود که سرریز این هزینه به مجلس تحمیل شده است.

نماینده مردم چناران و طرقبه در خانه ملت با بیان اینکه به نظر نمایندگان ادامه فعالیت کردان در وزارت کشور به صلاح کشور و خود او و حتی به صلاح رئیس جمهور نیست، بیان داشت: عاقلانه ترین راه این است که آقای کردان به سرعت استعفا بدهد و اگر حاضر به استعفا نباشد طبیعتا کسانی که او را بالا برده اند و بر کرسی نشانده اند او را پایین خواهند کشید.

وی در خصوص اظهار نظر کردان مبنی بر اینکه از جعلی بودن مدرک تحصیلی خود بی اطلاع بوده است،‌ خاطرنشان کرد: به فرض صداقت کردان دراین ادعا، کسی که توان شناخت مدرک تحصیلی خود را نداشته باشد چگونه می تواند مسئول شورای امنیت کشور شود.

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد : با پذیرش این فرض که کردان به تازگی به جعلی بودن مدرک دکترای خود پی برده، این سئوال باقی می ماند که چگونه از فوق لیسانس و لیسانسی که نگرفته ، سخن گفته است؟ دهقان تصریح کرد : با بررسی وضعیت سوابق کردان ناراستی و عدم صداقت در فعالیت او موج می زند . این نماینده مجلس افزود: اکنون که ثابت شده کردان بیش ازفوق دیپلم چیزی ندارد،‌ نمی توان پذیرفت که وزیرکشوربا مدرک فوق دیپلم بر استانداران و فرماندارانی که سطح علمی بالاتری از او دارند ریاست کند.

وی با اشاره به رای اعتماد مجلس به کردان به عنوان وزیر کشور یادآور شد: به نظر ما برخی افراد که به خاطر سابقه رفاقت برای رسیدن کردان به مقام وزارت تلاش کردند ، جدا از اینکه به کشور لطمه زدند شخص کردان را هم برای نظام به عنصری بی خاصیت تبدیل کردند ، آنها باید بدانند که به آقای کردان خدمت نکردند.

عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی یاد آور شد : بنده در زمان رای اعتماد به وزیر پیشنهادی کشور به صراحت با کردان مخالف بودم و البته مخالفت من هم جنبه شخصی نداشت ،‌بلکه معتقد بودم که ایشان به فرض وزیر شدن به خاطر مشکلاتی که دارد نخواهد توانست جایگاه وزارت را حفظ کند و خودش هم از خدمت به نظام احتمالا محروم خواهد شد اما متاسفانه برخی دوستان ایشان که نسبت به او تعصب داشتند، با اینکه ازسوابق سوال برانگیز او مطلع بودند بدون توجه به مصالح کشور و با ایجاد فضای احساسی و مظلوم نمایی در مجلس، زمینه وزارت کردان را فراهم کردند.

نماینده چناران تاکید کرد: هم اکنون باید همه کسانی که با علم به مسائل مطرح شده درباره کردان این هزینه را به نظام تحمیل کردند ، در پیشگاه خدا و نزد ملت اقدام خود را جبران کنند.

دهقان با تاکید مجدد بر اینکه ادامه کار کردان در وزارت کشور به هیچ عنوان به مصلحت نیست افزود: به جز موضوع بسیار مهم وحیاتی انتخابات، مسائل امنیتی و انتظامی کشور و اداره استانداران که بالاترین مقام اجرایی در استانها هستند از مواردی هستند که کردان در مواجهه با آن با مشکل روبرو خواهد شد و با اعتقاد من کردان در صورت ادامه فعالیت در وزارت کشور به هیچ عنوان هیمنه و عزت یک وزیر کشور را نخواهد داشت.

اکنون که ثابت شده کردان بیش ازفوق دیپلم چیزی ندارد،‌ نمی توان پذیرفت که وزیرکشور با مدرک فوق دیپلم بر استانداران و فرماندارانی که سطح علمی بالاتری از او دارند ریاست کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: به عتقاد من اگر امروز آقای دکتر کردان با سوابقی که ما از او سراغ داریم بخواهد به عنوان یک کارمند معمولی دولت استخدام شود قطعا درمراحل استخدام با مشکل مواجه و در گزینش رد خواهد شد به همین دلیل حضور او در جایگاه حساسی مانند وزارت کشور غیر قابل توجیه است.

منبع :خبر گزاری مهر

+ نوشته شده توسط عدالت جو در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 23:0 |

                                          مرگ بر اسرائیل

با نگاهی به جریانات خاورمیانه به خوبی در می یابید که کشور هایی مثل اسرائیل و آمریکا به طور کاملا واضحی در حال گسترش مواضع خود در این قسمتند تا بتوانند کشورهایی اسلامی همچون ایران ، لبنان ، سوریه و بقیه کشورهای اسلامی را تحت فشار قرار دهند . در همین راستا کمک های عدیده ای به مخالفان این کشور ها برای به زیر کشاندن این کشور ها می کنند.

در این راستا ما به عنوان یک مسلمان باید در برابر اقدامات آمریکا و همراه  دست نشانده ی خود یعنی  اسرائیل که دست به کشتارهای وحشیانه ای در منطقه می زنند سکوت کنیم؟

از لحاظ اقتصادی سعی این کشورها و همراهانشان تضعیف کشور های اسلامی است با تبلیغات ضد دینی و انواع تحریم ها …….. در بین محصولات رایج در دنیا بسیاری از آنها ساخت این کشور هاست:

Pepsi ، cocacola ، nestle ، mirinda از جمله این محصولات هست......

 آیا شما تا به حال اقداماتی که این کشور ها در تولید این محصولات کرده اند دقت کرده اید؟

آیا می دانید معنای کلمه ی Pepsi چیست؟       Pay Each Peny to Save Israel

پنی های خود را بدهید برای تامین اسرائیل!

               

آیا از تبلیغات این کشور ها بر روی محصول کوکا کولا خبر دارید؟

آیا تا به حال برچسب کلمه ی کوکاکولا را که بر روی نوشابه های آن وجود دارد را برعکس کرده اید و نگاه کردید؟ اگر این کار را کنید به کلمه ی عربی لا محمد لا مکه مواجه خواهید شد. این نوشته اتفاقی نیست این پیچ و تاب دادن ها در یک کلمه ی انگلیسی طبیعی نیست جز به هدف....

برای بهتر متوجه شدن به عکس زیر توجه کنید:

                

تصویر دیگری که توهین دیگری به مسلمانان می باشد:

               

تصویر فوق که نمایی از یک نمازجماعت با تن ‌پوشی از شرکت نوشابه ‌سازی آمریکایی است، باعث خشم مسلمانان در نقاط مختلف جهان شده و به حرکت گروه های غیر دولتی مسلمانان برای تحریم این کالای آمریکایی سرعت بخشیده است.

نکته جالب توجه این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب می شوند، در ایران تولید و وارد نمی شد اما طی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شد و طی قراردادی که با شرکت ساسان امضاء گردید، تولید نوشابه، تحت لیسانس کوکا و پپسی آغاز شد.

سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد.

در این زمینه و همچنین در راستای تحریم شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی سایت "شجره" که متعلق به مسلمانان انگلیس است،  اطلاعات گسترده ای از سهم رژیم صهیونیستی در درآمد فروش این نوشابه منتشر کرده است.

توهین تا چه اندازه؟ سکوت تا چه موقع؟ صبر تا کی؟

پنی های بیشتر یعنی ریخته شدن خون تعداد  بیشتری از مسلمانان دنیا مخصوصا درفلسطین.....

توهین به  تمام مسلمانان حتی در اسم محصولاتی که در سرتاسر دنیا پخش می شوند ؟ جالب است بدانید که طبق آمار ایرانیان یکی از بیشترین ملت هایی هستند که از این محصول استفاده می کنند !!!! آیا حضور کوکاکولا و دیگر محصولات اسرائیلی در ایران ضرورتی دارد؟

دیگر محصولات اسرائیلی در ایران:

          

مسئله ی جالب تر این است که با وجود تمام تبلیغات این کشور ها علیه اسلام ، این دین بیش از پیش در کشور های غربی رواج پیدا کرده است ...... اقتدار امام (ره) ، محمبوبیت آیت الله خامنه ای ، جراٌت سید حسن نصر الله در عمل و در سخن ، پیروزی های مسلمانان در عرصه های مختلف همچون جنگ 33 روزه  باعث این محبوبیت شده است .

+ نوشته شده توسط عدالت جو در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 18:34 |

سال خوب براي ورزشکاران زن ايران

 

برخلاف جريان رسمي که گفته مي شد جبهه گيري منفي برخي ورزش بانوان را براي اعزام هاي بين المللي دچار مشکل کرده است، سال 86 براي دختران ورزشکار سال پرباري بود و آنها توانستند خود را چند پله بالاتر بکشند. کسب اولين سهميه المپيک در تکواندو و به دست آوردن اولين مدال دو و ميداني از جمله افتخارات ورزشکاران زن در طول اين سال بود. علاوه بر اين دختران ايراني مقيم کشورهاي ديگر هم سال خوبي را پشت سرگذاشتند تا در مجموع نام ايران در بخش ورزش زنان بيش از پيش مطرح شود.

ليلا ابراهيمي

ملکه استقامت ايران. رکورددار است و خوب مي دود، اما مهم تر از اينها مدالي است که تابستان گذشته به گردن آويخت. ليلا ابراهيمي حالا نفر سوم آسيا است.او توانسته براي اولين بار بعد از انقلاب، دو و ميداني بانوان ايران را صاحب مدال کند، آن هم در ماده يي که هنوز در ايران راه اندازي نشده و در سطح آسيا هم براي نخستين بار برگزار مي شد؛ سه هزار متر با مانع.وقتي تيم دختران ايران راهي مسابقات قهرماني آسيا در اردن شد، حرفي از حضور او در اين ماده نبود، اما ناگهان خبر رسيد ايران در اين ماده نماينده داشته و مدال هم گرفته است. اين طور شد که تصميم ناگهاني مسوولان فدراسيون دو و ميداني براي شرکت دادن ليلا ابراهيمي در رقابت سه هزار متر با مانع اولين مدال رشته هاي پايه دختران را به ارمغان آورد تا او هم علاوه بر اين مدال، يک رکورد ديگر در کنار رکورد رشته هاي 1500 متر، 3 هزار متر، 5 هزار متر و 4 در 400 متر به نام خود ثبت کند.اگرچه کسب اين عنوان سومي بين چهار شرکت کننده نمي تواند نشان دهنده تحول خاصي در دو و ميداني دختران ايران باشد اما هر کس شاهد دويدن ليلا در جريان آن مسابقه بود و مي ديد که او چطور با شلوار بلندش در چاله هاي آب مي افتاد اما برمي خاست، به ارزش کار او پي مي برد. او امسال يک بدشانسي بزرگ هم آورد. او در جريان مسابقات ليگ دو و ميداني به شدت مصدوم شد تا کارش به عمل جراحي کشيده شود و عملاً چندماهي کنار بماند.

* آن زمان که ليلا ابراهيمي هنوز اين طور شناخته شده نبود، يک روز حين تمرين در سالن شهيد کشوري سيلي محکمي از يکي از کارکنان ورزشگاه خورد. دليلش اين بود که حين دويدن فرياد زده بود خط يک را براي او خالي کنند،

سارا خوش جمال فکري

قبل از اينکه او المپيکي شود، حضور زنان ورزشکار ايران در بازي هاي المپيک به شرکت يک تيرانداز محدود مي شد که البته آن هم با وايت کارت بود و هيچ دختر ورزشکاري نتوانسته بود شخصاً سهميه حضور در المپيک را به دست آورد. اما سارا خوش جمال فکري امسال يک ستاره بود و در شرايطي که در طول اين سال ها هميشه اميد به سنگين وزن ها در تکواندو بيشتر بود، سارا به عنوان يکي از سبک وزن هاي ايران المپيکي شد تا نامش به سر زبان ها بيفتد. خوش جمال که در جريان رقابت هاي انتخابي المپيک در هوشي مينه ويتنام مبارزه مي کرد، بعد از اينکه به جدول بازنده ها رفت، براي عنوان سومي با حريف پاکستاني روبه رو شد. او که براي المپيکي شدن به پيروزي در اين ديدار نياز داشت، يک بر صفر برد و بليت پکن را گرفت. بعد از آن مسابقات بود که او در مرکز توجه رسانه ها قرار گرفت و البته که با روي باز پذيراي خبرنگاران بود؛ «دوست دارم هادي ساعي شوم،»

*در مورد سارا خوش جمال فکري مي گويند صغر سني دارد و برخلاف آنچه ادعا مي کند متولد سال 67 نيست و سه سالي بزرگ تر است. البته خودش به شدت تکذيب مي کند اگر هم مي خواهيد بدانيد چطور با19 سال سن مدتي در دانشگاه فيزيک خوانده و بعد انصراف داده تا تربيت بدني بخواند جواب خودش اين است؛ «خيلي از درس هايم را جهشي خواندم و زود رفتم دانشگاه،»

شادي پريدر

او هنوز هم بهترين شطرنج باز دختر ايران است حتي اگر با اعتراضات گاه و بيگاهش حاشيه ساز شود. براي کسي که در 9 سالگي به تيم ملي بزرگسالان دعوت شده و در 14 سالگي مقام استاد بين المللي شطرنج جهان را به دست آورده، شکست دادن قهرمان جهان نمي تواند سقف آرزوهايش باشد. شادي پريدر که حالا 21 ساله است، سه سال پيش عنوان استاد بزرگي را هم به دست آورده، همان سالي که استفانوا قهرمان جهان از بلغارستان را شکست داد.او که فعلاً در ايران يکه تاز است امسال مدال نقره مسابقات داخل سالن ماکائو را هم به گردن آويخت تا ثابت کند هنوز هم در ايران حرف اول را مي زند. پريدر فعلاً هم درس مي خواند، هم تمرين مي کند و هم حواسش به دنياي قهرماني شطرنج است. او مي خواهد اولين دختر ايراني باشد که قهرماني شطرنج بانوان دنيا به نامش ثبت مي شود. با اين حال پريدر که پيش از اين قبل از بازي هاي آسيايي دوحه مسابقه انتخابي بين او و پورکاشيان را نيمه کاره رها کرده بود، امسال بار ديگر همين شيوه اعتراضي را تکرار کرد. جنجالي که سال پيش و پيش از بازي هاي دوحه شروع شد، در آستانه بازي هاي ماکائو باز هم دنبال شد اما در نهايت شادي راهي ماکائو شد و مدال هم گرفت. اما غائله نخوابيد و او بار ديگر از حضور در مسابقات انتخابي تيم ملي انصراف داد. نفوذ خانواده آتوسا پورکاشيان در فدراسيون شطرنج يکي از دستاويزهاي هميشگي شادي پريدر براي اعتراض و کناره گيري بوده است. البته اين موضوعي نيست که بتوان انکار کرد، چرا که الان ديگر در شطرنج ايران همه مي دانند که مادر آتوسا روزي نيست به ساختمان فدراسيون شطرنج در خيابان حجاب سر نزند و بابت وضعيت دخترش با مديران بحث نکند. از سوي ديگر پدر آتوسا هم که بدنساز تيم ملي واليبال جوانان ايران است، ارتباط زيادي با مديران فدراسيون شطرنج دارد. البته پريدر هيچ گاه به صورت علني مقابل خانواده پورکاشيان قرار نگرفته و به نظر مي رسد دوست ندارد خودش را بابت اين قضيه با فدراسيون دربيندازد.

* سريع ترين مسابقه شادي پريدر 10 دقيقه طول کشيد و طولاني ترينش هم 7 ساعت،

ارغوان رضايي

رضايي که تفاوت فاحشي حتي با بازيکنان مرد ايران دارد، بعد از آنکه سال گذشته در مسابقات تنيس استانبول بزرگاني مثل ماريا شاراپووا و ونوس ويليامز را شکست داد و به فينال رسيد، اوج گرفت تا امسال دومين فينالش را هم تجربه کند. او که فينال استانبول را به دليل مصدوميت از دست داد تا به عنوان دومي بسنده کند، امسال در اوکلند هم مقابل ليندسي داونپورت امريکايي ناکام بود تا باز هم دستش از جام قهرماني کوتاه بماند. البته او بعد از مسابقات استانبول مدتي با مصدوميتش دست و پنجه نرم مي کرد اما حالا براي سال 2008 برنامه هاي زيادي دارد. البته او در اولين گرنداسلم سال نتوانست از راند دوم بالاتر بيايد. ارغوان در اين رقابت ها که در زمين هاي ملبورن پارک استراليا برگزار مي شد، به حريفي از چين تايپه باخت. با اين حال و در شرايطي که او را دختر بدشانس فينال تورنمنت هاي تنيس به حساب مي آورند، او هنوز به عنوان کسي که با اصليت ايراني و مليت فرانسوي در مسابقات شرکت مي کند، مورد توجه است. ارغوان پدر و مادري ايراني دارد اما خودش در فرانسه به دنيا آمده است.

* ارغوان آويزي به شکل نقشه ايران به گردن دارد که در تمام مصاحبه هايش نظر خبرنگاران را جلب مي کند. خودش مي گويد ايران و فرانسه براي او مثل دو فرزند هستند و او مثل يک مادر نمي تواند بين اين دو، يکي را انتخاب کند.

ليلا وزيري

فقط 22 سال دارد، پدري ايراني و مادري آلماني. خودش در امريکا به دنيا آمده و خود را يک ايراني - امريکايي نسل دوم مي داند.

در شرايطي که شناي دختران ايران به مسابقات داخلي و بازي هاي زنان مسلمان محدود مي شود و در بخش مردان هم شناگران ايراني هيچ گاه بين قهرمانان بزرگ دنيا جايي نداشته اند، ليلا وزيري با کسب يک مدال طلا و يک نقره در مسابقات شناي قهرماني جهان نامش را بر سر زبان ها انداخت. او که در ملبورن شنا مي کرد، در ماده پنجاه متر کرال پشت طلا گرفت و در 4+100 متر هم دوم شد. اگرچه او حتي نيمي از محبوبيت ارغوان رضايي را بين رسانه هاي ايراني ندارد اما خودش بارها در مصاحبه هاي مختلف از تعلقات ايراني اش گفته است؛ «پدرم مدام به من مي گفت نشان بده که زنان قدرتمند ايراني مي توانند چه کارهايي انجام دهند.» او بعد از کسب عنوان قهرماني جهان حالا خود را براي شنا در المپيک پکن آماده مي کند. اما در واقع درخشش او چهار سال پيش وقتي توانست نام خود را به عنوان يکي از ده شناگر برتر امريکا مطرح کند، شروع شد.

* پدر ليلا اصلاً فردي سنتي و محافظه کار نيست. شايد به همين دليل است که او توانسته با دو فرهنگي بودن پدر و مادر و نيز فرهنگ متفاوت امريکا کنار بيايد و خودش را با آن تطبيق دهد.

لاله صديق

داستان برمي گردد به پنجمين مسابقه سرعت قهرماني کشور در پيست آزادي؛ جايي که قرار بود لاله صديق در کلاس GT1600با رانندگان مرد رقابت کند اما قبل از آنکه صديق پشت خط شروع بايستد، اتومبيلش را متوقف کردند و مشخص شد او بعد از اينکه روز قبل موتور اتومبيلش را پلمب کرده اند، قصد داشته براي حضور در مسابقه از اتومبيلي با موتور استاندارد استفاده کند. اين طور شد که براي اولين بار اخباري از صديق منتشر شد. چهره اين راننده جوان درهم بود. او که به هيچ وجه نمي توانست صفت «متقلب» را کنار نامش ببيند، در مورد اشکال فني ماشين اصلي صحبت کرد و اينکه اصلاً قصد نداشته در GT1600 براند اما اعتراضات بي فايده بود و بعد از تشکيل کميته انضباطي فدراسيون، رئيس اين کميته با اعلام اينکه صديق به انجام تقلب اعتراف کرده، از محروميت يک ساله او خبر داد. صديق زير بار نرفت و اعتراضات ادامه پيدا کرد اما به هر حال خبري از نقض محروميت او منتشر نشد تا شناخته شده ترين چهره اتومبيلراني ايران رسماً از دور مسابقات کنار گذاشته شود. اگرچه او تمام اين ماجرا را توطئه يي براي خراب کردن چهره اش مي داند اما هياهوي رسانه يي هم اين بار نتوانست کمک حال صديق باشد و اعتراضات و توجيهات او هيچ وقت مانند خبر محروميت اش سروصدا به پا نکرد تا او براي بازگرداندن آبروي از دست رفته حرفه يي اش ناکام بماند. با اين حال فدراسيون اتومبيلراني از خبرساز شدن رانندگانش استقبال مي کند، حتي اگر خبر تخلف يک ستاره باشد. حسين شهرياري نايب رئيس فدراسيون چند روز بعد از ترکيدن بمب خبر تقلب و محروميت لاله صديق گفت؛ «زياد هم بد نيست. روزنامه ها به ندرت از ما مي نويسند اما روز بعد از اين اتفاق ما در صفحه اول 10 روزنامه بوديم،»

* سال ها از زماني که لاله صديق دو دستي فرمان را مي چسبيد و با ترس و لرز رانندگي مي کرد، مي گذرد. او قبل از اينکه حرفه يي شود، اداي حرفه يي ها را درمي آورد و حالا از ديدن خانم هايي که با رانندگي وحشتناک شان باعث خنده مي شوند، حرص مي خورد.

+ نوشته شده توسط عدالت جو در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 19:14 |

                                                  نقدی بر المپیک

روز جمعه رقابت شرکت کنندهای ایرانی در المپیک به پایان رسید. اما با کارنامه ای ضعیف .

امریکا با درخشش یک شناگر خود ۸ مدال طلا به اضافه ی مدال های دیگر خود کارنامه ای خوب را کسب کرد ٬ آیا تفاوت تیم با این کشور ها اینقدر مشهود است ؟ اگر نه حتی در کشتی؟

تا روز چهارشنبه رتبه ی تیمی ایران ۷۰ بود و برابر با افغانستان! افغانستانی که اولین مدال تاریخ دوران المپیکش را گرفت توسط تکواندوکاری که به گفته ی خودش در تهران زیر نظر مربیان ایرانی تمرین کرده و می کند ٬ اما با انگیزه و روحیه ای بالا در مسابقات شرکت و کسب مقام کرد. اما کشور ما با بیش از ۵۵ ورزشکار زن و مرد تنها ۲ مدال را بدست آورد و به گفته ی یکی از کشتی گیران : در ۱۵ ثانیه واپسین مسابقه فقط دوست داشتم مسابقه به اتمام برسد و نتیجه اصلاً برایم مهم نبود!!!

آیا این حرف برای ورزشکاری که چهار سال برای حضور در المپیک زحمت کشیده حرفی قابل قبول است؟ و ادامه ی بهانه گیری ها توسط بقیه ی ورزشکاران ..... تکیه گاه ما برای حضور در المپیک فقط رضازاده بود ؟!

ریشه ی این مشکلات را در انگیزه و کادر فنی تیم ها و اقدامات لازم برای آماده سازی توسط سازمان جستجو کرد . سازمانی که اعلام می کند ۸ میلیارد تومان برای ورزشکاران خرج کرده است برای ۲ مدال؟ یک برنز توسط مراد محمدی و یک طلا توسط هادی ساعی که مدال سوم دوران المپیک خود را پس از ۱۲ سال و ۳ المپیک کسب کرده است.

در دوره ی بعدی المپیک هم هادی ساعی مثل این دوره که بدون رضازاده شرکت کردیم باید بدون او شرکت کنیم ٬ پس عملاً یکی از امیدهای ما در المپیک بعدی حضور ندارد. با  برنامه ای مثل یان برنامه ی ۴ ساله که برای این المپیک داشتیم می توانیم جایگزین هایی را بسازیم ؟

امیدوارم که برای حل اساسی مشکلات بکوشیم و فقط با برکناری یک مربی یا سرمربی خود را قانع نکنیم ....

و به خصوص دلایل مقام نیاوردن کشتی گیرانمان را بررسی و به طور دقیق ارزشیابی کنیم که فقط ۱ مدال برنز از این همه امید به مدال داشتیم و پس از آن یک برنامه ی مناسب ۴ ساله برای المپیک لندن تا انشاالله در این المپیک موفق ظاهر شویم.

                            

 

+ نوشته شده توسط عدالت جو در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 0:3 |